موعود 14
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   



اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ***اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ




جستجو




  بیانات مقام معظم رهبری در مورد نقش حضرت زینب در فرهنگ سازی حادثه عاشورا   ...

مقام معظم رهبری در بیاناتی در جمع پرستاران نمونه کشور بااشاره به نقش بی‌بدیل زینب کبری (س) در اثبات حقانیت قیام حضرت سیدالشهدا(ع) فرمودند: زینب کبرى‌ یک نمونه‌ برجسته‌ تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکى از مهمترین مسائل تاریخ نشان می‌دهد.

اینکه گفته می‌شود در عاشورا، در حادثه‌ کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزى، حضرت زینب بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد.

حادثه‌ نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه‌ عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زینب کبرى‌؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلى چیز مهمى است.

این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخى قرار دارد؛ قرآن هم در موارد متعددى به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ زنده و ملموس است که انسان زینب کبرى‌ را مشاهده می‌کند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر می‌شود؛ کارى می‌کند که دشمنى که به حسب ظاهر در کارزار نظامى پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزى تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پیشانى او می‌زند و پیروزى او را تبدیل می‌کند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبرى‌ است.

زینب سلام‌اللَّه علیها نشان داد که می‌توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد0

خطبه‌ فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است.

قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا می‌کنند، بعضى هلهله می‌کنند، بعضى هم گریه می‌کنند؛ در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع می‌کند.

همان لحنى را به کار می‌برد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار می‌برد؛ همان جور حرف می‌زند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کورى نشان دادید.

«هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‌ مقابله‌ با فتنه برآئید، نتوانستید خودتان را نجات دهید.

«مثلکم کمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسى شُدید که پشم را می‌ریسد، تبدیل به نخ می‌کند، بعد نخ‌ها را دوباره باز می‌کند، تبدیل می‌کند به همان پشم یا پنبه‌ نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است.

با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت می‌کرد. اینجور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همان‌هائى که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همان‌هائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همان‌هائى که آن روزى که باید با ابن‌زیاد در مى‌افتادند، توى خانه‌هایشان مخفى شدند - اینها بودند توى بازار کوفه - یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه می‌کنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‌بینند، گریه می‌کنند.

حضرت زینب کبرى‌ با این عده‌ ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما اینجور محکم حرف می‌زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمی‌شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان می‌دهد.

این زن است که الگوست؛ الگو براى همه‌ مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‌شناسى می‌کند؛ می‌گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‌ پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می‌شود فهمید.

*بیانات مقام معظم رهبری در دیدار پرستاران نمونه کشور/ اول اردیبهشت 1389

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: موضوعات وبلاگ  لینک ثابت



[جمعه 1393-09-14] [ 11:04:00 ب.ظ ]





  تأثیرگذاری حادثه عاشورا در ماندگاری و پویایی تشیع   ...

حکومت بنی امیه در آن زمان تفکری را شکل داد که محور آن تبعیت محض و بی چون و چرا از دستگاه خلافت بود. طبق این تفکر هرگونه اعتراض از حکومت جرم تلقی و ممنوع بود. از دوره معاویه به بعد راه خرده‌گیری بر خلیفه و عاملان او بسته شد و هر که به گفتار یا کردار او و کارگزاران حکومت اعتراض می‌کرد دچار آزار و قتل می‌شد. از آن پس مردم تکلیف خود را دانستند و کوشیدند هر آن چه را که خلیفه و عمالش دوست دارند بر زبان آورند. امویان خود را مصون از خطا دانسته و مردم را حقیرتر از آن به شمار می‌آوردند که در حوزه رفتار اجتماعی و سیاسی آنان دخالت نمایند. باب امر به معروف و نهی از منکر حاکمان از زمان معاویه به کلی بسته شد. چاپلوسی و مدیحه سرایی رسمی شد و هر کس بیشتر تملق می‌بافت به قدرت و ثروت نزدیک‌تر می‌شد. بیعت نه یک رفتار اختیاری بلکه به طور کامل حالت اجبار به خود گرفت. در حالی که انتقاد از خلیفه و اعتراض به حکومت جور در محاق بود، حسین این اصل کلیدی را احیا کرد. در مدینه و مکه‌ بارها اعلام کرد که عدم تبعیت از حکومت ظالم حق مردم است و او هرگز بر خلافت یزید مهر تایید نمی‌زند. امتناع از بیعت، تقبیح اعمال خلیفه و انتقاد از دستگاه خودکامه برای مردم تازگی داشت. حسین (ع) احیاگر این روند بود. به مردم تفهیم کرد که حاکمان تا موقعی از مشروعیت برخوردارند که به کتاب خدا و سنت پیامبر پایبند و مورد اعتماد جامعه اسلامی باشند. مردم بر اساس همان تفکر غالب اطاعت از او را تحت هر شرایطی واجب و تمرد از اوامر دستگاه حکومت را طغیان فرض می‌کردند. قیام عاشورا تابوی انتقاد و مبارزه با حکومت ستم پیشه را شکست و مقابله با حکام ظالم را علنی و رایج ساخت.
به تاسی از پیام عاشوراست که شیعه قیام در برابر حاکم ظالم را حق خود می‌داند. در حالی که به اعتقاد بسیاری از علمای اهل سنت، نفس این که کسی حاکم شد اطاعتش را الزامی می‌سازد و دیگر نمی‌شود در مقابل او کاری کرد. امام با دلیل و برهان و قیام خویش ثابت کرد که حاکمیت فاقد مشروعیت است و براندازی آن واجب، حکومت با رضایت مردم مشروع و بدون رضایت مردم نا مشروع است. عدالت یعنی: حکومت کردن بر اساس رضایت حکومت شوندگان، در طول تاریخ شیعیان برای معیاری چون: عدالت، استقلال خواهی می‌کردند: به فاصله اندگی از درگذشت پیامبر تفکر اطاعت محض از خلیفه و کشتن هر مخالفی در جامعه جا افتاد واین حدیث جعلی دهان به دهان شد: «وظیفه دینی مسلمانان این است که در مظالم و مفاسد زمامداران ساکت بنشینند و اگر ساکت ننشینند مانند بت پرستان «دوران جاهلیت کافر می‌میرند!» قیام عاشورا به طور کامل مورد حمایت شیعیان قرار گرفت. از آن زمان مبحث بزرگی تحت عنوان (قیام مشروع) در فقه سیاسی شیعه باز شد. بر اساس این فرهنگ، شیعه در طول تاریخ به خود حق داده است که در برابر حکومت نامشروع دست به قیام بزند. به خاطر همین فرهنگ خرافه ستیزی، مبارزه و مخالفت با تفکرات دربار ساخته و اعتقاد به ظهور یک نجات دهنده است که حاکمان مستبد همواره از اندیشه، قدرت و شوکت شیعه هراس داشته و همه ابزارها را برای سرکوب آنان به کار گرفته‌اند.
فرهنگ احیاگری و اصلاح انحرافات
این سخن امام حسین به صورت‌های مختلف در تاریخ ثبت شده است که: «اگر دین محمد جز با ریختن خون من پایدار نمی‌ماند پس ای شمشیرها مرا در یابید» از همان روز در گذشت پیامبر اختلاف و تنش در میان مسلمانان ظاهر شد. حتی چند تن ادعای نبوت کرده و جامعه اسلامی را به خود مشغول داشتند. سیره رفتاری و حکومتی پیامبر به سرعت دچار دگرگونی و تاویل و تفسیر گردید. سرعت تغییرات اخلاقی شگفت‌آور بود و جامعه با شرایط جدید خود را وفق می‌داد. سنت‌ها و عقاید عربی و جاهلی بر جای ارزش‌های دینی می‌نشستند. روابط خانوادگی و قبیله‌ای و تفاخر به خون، نژاد، جنگ و قبیله احیا گردید. برابری و عدالت به عنوان یکی از اصول اسلامی فراموش شده و حکومت شایسته تیره‌ای از نژاد عرب عنوان شد. ریاکاری، دنیا طلبی، ناجوانمردی، فساد اخلاقی، رباخواری، زد و بندهای سیاسی و مفسده‌های اقتصادی بر روح و روان مردم غالب بود. کینه توزی و انتقام جنگ‌های جاهلی هم صدمات بسیاری بر پیکر اسلام وارد ساخت. به همان نسبت که از رحلت پیامبر زمان سپری می‌شد فاصله‌گیری از سنت ایشان نیز تشدید می‌گردید. در این زمانه دورویی، تباهی و دین فروشی، حسین نمی‌توانست سکوت کند و شاهد فروپاشی اسلامی باشد که جد و پدرش همه رنج‌ها را برای ترویج و حفظ آن به جان خریده بودند و برای احیای دین محمد (ص) نهضتی ماندگار و خونین خلق کرد. امام با قیام خویش نشان دادکه دین تنها عبادت فردی و حضور در مسجد و محراب نیست، بلکه ایثار، مبارزه، اصلاح‌گری، احیاگری، خرافه ستیزی و عشق هم ارکان دین هستند. قیام عاشورا، فرهنگ شیعه را در مسیر احیای دین و اصلاح انحرافات دینی در هر شرایط زمانی و مکانی تقویت کرد و حتی به اعتقاد شیعه ظهور امام زمان (عج) در راستای احیای دین، نجات جامعه از ستم و اصلاح انحرافات و ناراستی‌ها از اصل دین و زدودن پیرایه‌ها از مغز آن صورت می‌گیرد.
فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر
امام با شعار امر به معروف و نهی از منکر از مدینه حرکت کرد. بارها فرمود: ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر. هدف اصلی قیام امام حسین مسدود کردن رخنه و پر کردن شکاف انحرافی بود که در تفکر دینی از سقیفه به بعد پدید آمده بود. امام حسین اصل تعطیل شده امر به معروف و نهی از منکر را احیا کرد. شیعه به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه نگریسته و معتقد است که این اصل در مبارزه با حکومت‌های باطل خلاصه نمی‌شود. بلکه در حکومت حق هم برای احیای ارزش‌های واقعی اسلام و جلوگیری از مفاسد و انحرافات اخلاقی و اجتماعی انجام آن ضروری است. اصل امر به معروف و نهی از منکر به تاسی از قیام عاشورا در فرهنگ تشیع ریشه دوانده و در اصل یکی از هدف‌های ظهور نیز احیای این فریضه مهم در جامعه است.
فرهنگ اتحاد و انسجام
ماندگاری و بقای هر مجموعه یا نظام فکری و رفتاری منوط به کارکردهای آن است و تا هنگامی که کارکرد، فایده و مصلحت عملی داشته باشد، دوام خواهد یافت. عقاید و فرهنگ‌های مذهبی، ارزش‌هایی هستند که توسط جامعه به عنوان نیرویی موثر بر افراد تحمیل می‌شوند. دین و مذهب از نظام‌های اصلی و مهم جامعه هستند که وظایف و کارکردهای خود را بر عهده دارند. کارکرد اتحاد و انسجام جامعه و یک گروه را در بسیاری از جوامع معمولاً دین بر عهده دارد. ثبات اخلاقی و تنظیم هنجارها و قوانین اجتماعی وظیفه نهاد دین است. عاشورا در میان شیعیان به عنوان یک فرهنگ دینی عامل اتحاد و انسجام بوده است. حادثه عاشورا در تاریخ تشیع هم در عمیق‌تر شدن تفکر شیعی تاثیر داشته و هم در شکل‌گیری یک ملت مستقل شیعی. یعنی: حکومت‌هایی که به تدریج در ایران به وجود آمدند بیشتر بر محور فکر تشیع و شعارهای عاشورا بودند. وجه مشخصه جنبه اجتماعی عاشورا، اتحاد و انسجام توده‌هاست و در حقیقت روند و آهنگ زندگی اجتماعی شیعیان را در مقاطعی خاص تنظیم کرده است. کمتر حادثه‌ای در تاریخ جوامع وجود دارد که چنین حالت زنده و پویایی داشته و جامعه شیعه را به سوی قبول ارزش‌ها، نهادینه ساختن ارزش‌ها، اتحادو انسجام در برابر ستم، انجام تکالیف دینی و اخلاقی، خردورزی و عقل‌گرایی دعوت کند. این دعوت و شور آفرینی تا قیام امام عصر تداوم دارد چون جزیی از فرهنگ شیعه شده است.
فرهنگ الگوسازی و تکرار
الگوسازی یکی از کارکردهای مهم عاشوراست. شیعه الگوی خود را در انقلابی گری، امام حسین قرار داده است تا عاشورا همواره در تاریخ شیعه تکرار شود. شهادت عنصری است که در جنبش‌های سیاسی ایران در قرون گذشته نقش مهمی داشته است. هر سال در سالگرد عاشورا ارزش‌هایی چون: جوانمردی، ایثار، شهادت، آزادگی، دینداری و … مورد تاکید دوباره و مکرر قرار می‌گیرند و در آداب شیعه منبعی برای تقویت و تاکید مکرر بر آنها و استمرار و جوشش مداوم آنها فراهم می‌آید. طنین صدای آزادی خواهی امام حسین همه ساله در گوش شیعیان می‌پیچد. ایثار، عدالت خواهی و مقابله با ستم از طریق سمبلیک شدن تاریخ عاشورا از ارزش‌های مکرر عاشورا است که در فرهنگ شیعه نهادینه شده است. معنای بازسازی فرهنگ عاشورا در تاریخ شیعه این است که هر کس می‌تواند از آن انبوه داده‌ها، گزینش کند و با آن عاشورای خود را بسازد و فرهنگی را که به آن نیازمند است معماری کند. الگوی عاشورا در اندیشه تشیع اثر بسیار دیرپا و عمیقی بر جای گذاشته که شاید هیچ واقعه دیگری در این حد اثر نداشته است. حادثه عاشورا در تاریخ تشیع، الگوی دفاع از آزادی و آزادگی، فداکاری، شجاعت و شهامت و جهاد در راه عقیده شده است. عاشورا حادثه مکرر تاریخ است و در فرهنگ شیعه هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاست. قیام عاشورای حسینی برای همیشه سنگ نشان آزادی خواهان خواهد بود.
فرهنگ احساس شخصیت و ارزشمندی
امام حسین با قیام عاشورا فرهنگ تشخص و احساس ارزشمندی را برای شیعیان به ارمغان آورد. احساس ارزش و هدفمندی در زندگی در برابر سرگردانی، سردرگمی و پوچ‌گرایی قرار می‌گیرد. هر چه انسان به توانایی‌ها، خلاقیت‌ها و نیروی عظیم درونی خویش باور داشته باشد در زندگی موفق‌تر است. احساس شخصیت، سرمایه بزرگی برای انسان است که اثر گذاری آن کل اجتماع را در بر می‌گیرد. وقتی انسان آرمانگرا باشد و نسبت به جامعه‌های دیگر احساس بی نیازی و نداشتن وابستگی کند با شعور و شور چند برابر راهبردها و رویکردهای خود را در زندگی تنظیم می‌کند. «یگانه نیرویی که مانع تسلیم و حل شدن ملتی در ملت دیگر و یا فردی در فرد دیگر می‌شود، همین احساس شخصیت و منش است.» قیام عاشورا خمودگی، ترس، بردگی، تحقیر و تسلیم را از روح و روان جهان اسلام زدود و به مردم احساس شخصیت و ارزشمندی داد. تحمل، صبر، مقاومت، شجاعت، قیام، آزادگی و بی نیازی شیعیان در طول تاریخ از فرهنگ احساس شخصیت و ارزشمندی آنان نشات می‌گیرد. احساسی که برای همیشه تاریخ دایمی و پایدار است.
پایان سخن
حادثه خون رنگ عاشورا و انتظار قیام مهدی موعود (عج) نقشی بسیار مهم و بدون شبیه ساز در تکوین، پویایی و تداوم فرهنگ تشیع داشته است و اگر وجوه متعدد فرهنگ شیعه را بازکاوی نماییم این دو فرآیند، عصاره آن را تشکیل می‌دهند. این اثرگذاری به حدی است که چنانچه عاشورا و انتظار را از فرهنگ شیعه جدا کنیم، هویت شیعه دچار تباهی و دگرگونی خواهد شد. یعنی: از هر منظری به فرهنگ شیعه بنگیریم و با هر دیدگاهی، چارچوب‌ها و آداب و رسوم شیعیان را تحلیل نماییم بدون فهم و درک مولفه‌های عاشورا و انتظار، رهیافت‌ها و برداشت‌های ما ناقص خواهد بود. ظهور شیعه را از هر تاریخ و مقطعی که بدانیم در طول حیات خود به صفات فرهنگی‌ای چون: استبداد ستیزی، انقلاب، افشاگری، بیان حقایق، اخلاق، احیاگری اصول دین، خرافه ستیزی، ابطال تفکرات حکومت ساخته، اصلاحات، فداکاری، آزادی، امر به معروف و نهی از منکر، عدالت خواهی، اتحاد، انسجام، الهام گیری، و احساس ارزشمندی ممتاز بوده و این فرهنگ‌ها را ناشی از حماسه عاشورا و انتظار می‌داند. درس‌ها، آموزه‌ها و پیام‌های عاشورا و انتظار همواره در گوش جان شیعیان طنین انداز است و آن‌ها را در راستای مهندسی فرهنگی و اخلاقی فرد و جامعه به کار خواهد بست. این عنصر تکرار، استمرار، تاسی و الگوگیری است که موجب رونق، تداوم و حفظ فرهنگ تشیع شده و در بزنگاه‌های تاریخ پر فروغ و پویا نگاه داشته است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: موضوعات وبلاگ  لینک ثابت



 [ 10:52:00 ب.ظ ]





  تأثیرگذاری حادثه عاشورا در ماندگاری تشیع از دید امام خمینی و رهبر معظم انقلاب   ...

مسئله كربلا، كه خودش در رأس مسائل سياسي هست، بايد زنده بماند به همان فرمي كه بود، منتها الفاظ تغيير بكند. مصيبت ها همان است ، مصيبت ها تغييري ندارد، بايد آن بعد سياسي كربلا را براي مردم بيان كرد …اين حركت اسلامي-سياسي بود كه بني اميه را از بين برد، و اگر اين حركت نبود،اسلام پايمال شده بود.» امام خمینی(ره)، صحیفه نور، جلد هجدهم - صفحه 177
«عاشورا یك حادثه صِرف تاریخی نبود؛ عاشورا یك جریان مستمر و یك سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدا..(ع) با این حركت یك سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست؛ یك چیز مركب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حركت حضرت وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، عنصر عاطفه» از بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در 5/11/84
عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز نهضتت مایه الهام جهان است هنوز
بهر ویرانی و نابودی بنیان ســــــــتم خون جوشان تو چون سیل زمان است هنوز
همه ماه است محرم، همه جا كرب و بلاست در جهان موج جهاد تو عیان است هنوز

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: موضوعات وبلاگ  لینک ثابت



 [ 10:45:00 ب.ظ ]





  ترفندهای دشمن در نابودی فرهنگ عاشورا   ...

فوكوياما مؤلف كتاب و نظريه «پايان تاريخ» در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويت شيعه» مي‌گويد: «شيعه پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ. او بال سبز اين پرنده را مهدويت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فناناپذير كرده، معرفي مي‌كند. فوكوياما معتقد است شيعه بعد سومي هم دارد كه اهميتش بسيار است و مي‌گويد: اين پرنده، زرهي به نام ولايت‌پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت، دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است كه هر چه او را از بين مي‌برند، بيشتر مي‌شود.
فوكوياما، مهندسي معكوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي مي‌كند و مي‌گويد: مهندسي معكوس براي شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويت تجاوز كنيد. براي پيروزي بر يك ملت بايد ميل مردم را تغيير داد ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد در گام بعد، شهادت‌طلبي اين‌ها را به رفاه‌طلبي تبديل كنيد اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعه شيعه رخت مي‌بندد شما بياييد براي غرب هم امام زمان، كربلا و ولي‌فقيه بتراشيد.
فوكوياما براي اين كار، مكتب جديدي به نام «اونجليس» عرضه كرد. مكتبي كه طرفداران آن معتقدند عيسي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آنها توصيه مي‌كند در فيلم‌هايشان هر چه را شيعيان درباره امام زمان مي‌گويند بر شخصيت عيسي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوكوياما فيلم‌هايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني ساخته شد، فيلم‌هايي چون نجات سرباز رايان، با محتواي تجليل از مادر سه شهيد، فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم، فيلم «زماني سرباز بوديم» با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليات كربلاي 5، فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنه كربلا، فيلم جن‌گير كه در آن از نهادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود طراحي شد. همچنين بايد تبليغات گسترده اي را بر ضد مراجع و رهبران ديني شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود را در ميان مردم از دست بدهند. يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار كنيم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‌طلبي است كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه مي‌دارند و ما تصميم گرفتيم با حمايتهاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلي اين گونه مراسم عقايد و بنيان‌هاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل كنيم و مسايل انحرافي در آن بوجود آوريم، بگونه‌اي كه شيعه، يك جاهل خرافاتي در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراواني بر ضد مراجع شيعه جمع‌آوري شده و به وسيله مداحان و نويسندگان سودجو انتشار دهيم و … مرجعيت را كه سد راه اصلي اهداف ما هستند، تضعيف و آنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم»[47]

اما نکته در خور توجه اینکه عاشورا و حماسة پر شكوه آن پديده‌اي است كه همواره رمز و راز نيروي پنهان و آشكار شيعيان و آزادي خواهان بوده است. قدرت اين رمز و راز آن چنان است كه دشمنان اسلام را هميشه در حيرت و شگفتي و سردرگمي فرو برده است. از همين رو، دشمنان، به ويژه صهيونيسم جهاني بر آنند تا با شبيه‌سازي و بهره‌گيري از اين واقعه، براي دنياي پوشالي و خيالي خود، جلوه‌هاي مقدّس و آسماني بيافرينند.

در تمامي این فيلم‌ها، بر اساس نظرية فوكوياما، امام حسين(ع) و كربلا، يك طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان امريكايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دليل تقدّس اين رنگ در آرمان‌هاي شيعي. هنر پيشه‌ها تا پايان فيلم ناشناخته‌اند و همچنين تا آخر فيلم فقط نقش‌هاي قدسي بازي مي‌كنند

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: موضوعات وبلاگ  لینک ثابت



 [ 10:19:00 ب.ظ ]





  نقش ولایت پذیری در حادثه عاشورا   ...

با تامل در تاریخ اسلام درمی‌یابیم که اوج مساله ولایت پذیری در تاریخ اسلام در حادثه کربلاست رخ داده است، در مکتب عاشورا شهیدانی پرورش یافتند که هویت خویش را در پیوستگی با عنصر ولایت تعریف کرده بودند.
عاشورا را باید مکتبی بزرگ دانست که تمام تاریخ و همه¬ انسان¬ها به نوعی شاگرد آن هستند؛ درس‌هایی که در قالب این مکتب به نسل دیروز و امروز منتقل می‌شود، آنچنان وسیع و گسترده است که ابعاد مختلف زندگی بشر را در بر می‌گیرد، که به سادگی قابل تبیین نیست.
به عنوان نمونه، یکی از درس‌های بزرگ عاشورا که به مثابه دانشگاه انسان سازی است، درس ولایت پذیری است، چرا که کیفیت ولایت پذیری و ولایتمداری اصحاب امام حسین علیه السلام را که در هیچ دوره تاریخی نمی توان یافت. همچنان که ولایت گریزی بیشتر مردم دوران حضرت امام حسین (ع) نیز موضوعی مهم و قابل تامل است که از یکسو خیانت مستمر آنان به خاندان وحی، لکه ننگی بر دامان جامعه اسلامی بود.
از سوی دیگر عبرت و درس بزرگی برای جامعه امروز ماست تا اولاً جلوه‌ها و بسترهای ولایت‌مداری عاشورا را بشناسیم و بر اساس این شناخت، به بصیرت لازم برسیم چنان که شایسته یک مسلمان واقعی است در مقابل ولی زمان خویش عمل کنیم.
با دقت در مصداق‌های ولایت‌گریزی و شناخت عاقبت و سرنوشت ولایت گریزان، از زندگی آنان درس عبرت بگیریم تا مبادا در امتحان ولایت‌مداری این عصر، شرمسار و سرافکنده شویم و در مقابل ولی امر خویش همچون کوفیان عمل کنیم.

اوج مسئله ولایت‌پذیری در تاریخ اسلام حادثه کربلاست
شکی نیست که شهدای کربلا فدای ولی خدا شدند و قطعاً حماسه بی بدیل عاشورا بدون یاران اباعبدالله الحسین(ع) نمی توانست به این گونه زیبا و ماندگار در ذهن تاریخ ترسیم شود. با تامل در تاریخ اسلام درمی یابیم که اوج مسئله ولایت پذیری در تاریخ اسلام در حادثه کربلاست رخ داده است.
البته شاید گفته شود که امروز مثل آن روز جنگی در کار نیست که بتوان در مسیر کربلا حرکت کرد، اما شایسته است که نوع نگاه خود را به این مقوله تغییر دهیم.
باید بدانیم که اکنون دیگر شهادت مثل آن دوره در کار نیست، چرا که شرایط تغییر کرده، اما درسی که می توان و باید از عاشورا گرفت این است که آن طوری که شهدای کربلا ولایت¬مدار بودند، ما نیز ولایت¬مدار باشیم.
فرهنگ و ادبیات ولایی رفتارها و گفتارهای شهدای کربلا
با دقت در حادثه عاشورا در می یابیم که تمام رفتارها و گفتارهای شهدای کربلا در مسیر فرهنگ و ادبیات ولایی است، در این زمینه حتی می توان به رجزخوانی های شهدای کربلا نیز اشاره کرد که سرشار از حمایت و پشتیبانی از ولایت است.
در صحنه کربلا به تعبیری، همه باید فدای ولی خدا شوند تا درخت نوپای دین رشد کند و آنچه در آنجا مشاهده می‌شود، دقیقاً ترسیم عینی و ملموس ولایت مداری است.
البته باید اعتراف کرد که آنچه امروز بعنوان روح عاشورا منتقل شده و بر ان تاکید می شود، بیشتر جنبه حماسی و ظلم ستیزی این حادثه است، در حالی که موضوع ولایت‌مداری یکی از مبانی اصلی و جریان ساز در عاشورا است که باید بیش از پیش بر آن تاکید کرد.
اتفاقات عاشورا تبعیت بی چون و چرا از ولایت بود
بی شک آنچه در زندگی معصومین (ع) جاری است، خدای متعال آن را توسط پیامبر اسلام (ص) در بین ما به ودیعه نهاده است.
منظور این است که اهل بیت (ع) صرفاً یک عنوان نیستند، بلکه مجموعه‌ای از منش و روش و رفتار و گفتار هستند که باید تمامی آنها برای ما مایه عبرت و درس‌آموز باشد و با بهره گرفتن از این مبانی است که می‌توان در صراط مستقیم گام برداشت و مسیر حرکت تاریخ را به سمت درست تغییر داد.
با تامل در نهضت عاشورا در می یابیم که آنچه در عاشورا اتفاق افتاد، تبعیت بی چون چرا از ولایت بود؛ آنگونه که عاشوراییان کوشیدند به فلسفه اصلی ولایت دست یابند و بر همان اساس هم حیات جاودان خود را در پیوند با اصل ولایت دیدند.
در واقع لازم است کلمات و جملات ولی را ابتدا بفهمیم و سپس و کامل اجرا کنیم و تا این کار را نکنیم، فایده¬ای از دریافت ظاهری گفتار ائمه متوجه ما نمی‌شود، در بین اعمال ائمه اطهار، بدون شک مهم¬ترین عملی که باید درک و دریافت کرد، قیام امام حسین (ع) است، که آن را از چند زاویه می توان مهم قلمداد کرد.
یکی به دلیل اهمیت مسئله شهادت در اسلام و به‌ویژه شهادت ایشان که به اذن خدا و به همین واسطه، عالی‌ترین نوع شهادت بود و دیگر اینکه در مکتب عاشورا شهیدانی پرورش یافتند که هویت خویش را در پیوستگی با عنصر ولایت تعریف کرده بودند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: موضوعات وبلاگ  لینک ثابت



 [ 09:44:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ***اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
 
 
فراخوان چی شد طلبه شدم